![]() |
![]() |
|
| به سراغ من اگرمی آییدنرم وآهسته بیاییدمباداکه ترک بردارد... |
|
خیلی خیلی تنهام یه روز بهم گفت :می خوام باهات دوست بشم. آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام... بهش لبخند زدم وگفتم: آره می دونم .فکرخوبیه .منم خیلی تنهام... یه روزدیگه بهم گفت:می خوام تاابد باهات بمونم. آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام... بهش لبخند زدم وگفتم: آره می دونم فکرخوبیه. منم خیلی تنهام... یه روزدیگه بهم گفت: می خوام برم یه جای دور.جایی که هیچ مزاحمی نباشه.وقتی همه چیز حل شد توهم بیا اونجا. آخه می دونی من اینجاخیلی تنهام... بهش لبخند زدم وگفتم: آره می دونم .فکرخوبیه .منم خیلی تنهام... یه روزتونامه برام نوشت:من اینجا یه دوست پیداکردم. آخه می دونی من اینجاخیلی تنهام... براش یه لبخندکشیدم وزیرش نوشتم: آره می دونم فکرخوبیه. منم خیلی تنهام... یه روزدیگه تونامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد... لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره می دونم .فکرخوبیه .منم خیلی تنهام... حالا دیگه اون تنها نیست واز این بابت خوشحالم وچیزی که بیشتراز اون خوشحالم می کنه اینه که هنوز نمی دونه : که من خیلی خیلی تنهام... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 16:0 توسط قاصدک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 آذر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
آوازباران سایت تخصصی جاوااسکریپت ایران هرگزنگوخداحافظ پزشکی تحقیقی حرف دل ...ارکیده تنهاست پربیننده ترین سایتهای ایرانی |
|
RSS
|