![]() |
![]() |
|
| به سراغ من اگرمی آییدنرم وآهسته بیاییدمباداکه ترک بردارد... |
|
هماره ,درهمه لحظه هایت ,صادق باش,چرا که لحظه هایی که با طپش قلب همراه می شود برای مان خاطراتی به ارمغان می اورد که چون ستاره یی درخشان که بر فراز سرمان لبخند می زند , خواهد درخشید. وآنگاه که این جهان را پشت سر می گذاری ,به هرکجا که می روی باشد, نشانی از آرامش و حسن نیت وخیرخواهی به جای می گذاری وباشد آنانی که زندگی شان با تو در تماس بوده,قلبی شادتر داشته باشد,چرا که قلب آنان را لمس کرده ای با عشقی که خود داری. دانیل هافیان |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:43 توسط قاصدک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 آذر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
آوازباران سایت تخصصی جاوااسکریپت ایران هرگزنگوخداحافظ پزشکی تحقیقی حرف دل ...ارکیده تنهاست پربیننده ترین سایتهای ایرانی |
|
RSS
|